تاريخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 20:06 | نویسنده : funnyjokes

آرزوهای پسر غضنفر

درس اوخیام  = درس بخونم

دهتور الام = دکتر بشم

مطب آچام = مطب باز کنم

پولدار اولام = پولدار شم

نیسان آلام = نیسان بخرم

گوجه آلام = گوجه بخرم

گوجه ساتام = گوجه بفروشم


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390 | 19:59 | نویسنده : funnyjokes

دختره ازمامانش میپرسه

ننه اسب سفید آرزوها چیه ؟

گفت : دخترم یه خر سیاهیه عین بابات ؟؟!!؟؟


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390 | 12:21 | نویسنده : funnyjokes

بزرگترین گناه : سکوت


بزرگترین شجاعت : دوست داشتن


بزرگترین بار : یار


بزرگترین بلا : فریب


بزرگترین اسرار : صداقت


بزرگترین افتخار : عاشق شدن


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390 | 12:14 | نویسنده : funnyjokes

اعصاب چیست؟
چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو داشته باشی!
توقع چیست؟
چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی


برچسب‌ها:

تاريخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | 21:58 | نویسنده : funnyjokes

یکی از مکالمات حضرت موسی و خداوند

"ای پسر عمران!!!هرگاه بنده ای مرا بخواند،آنچنان به سخن او گوش می سپارم که گویی بنده ای جز او ندارم.اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من"


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 16 بهمن 1390 | 17:20 | نویسنده : funnyjokes

یه روز لره با دوست دخترش سوار ماشین بودن

به ایست بازرسی که میرسن قبل از ایست بازرسی لره میگه تو پیاده شو برو جلوتر بعد از ایست بازرسی بگو ونک تا دوباره سوارت کنم

دختره بعد از ایست بازرسی وای میسه  

لره میاد دختره یادش میره بگه ونک میگه پونک لره میگه

شرمنده مسیرم نمیخوره ......


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 | 09:44 | نویسنده : funnyjokes

غضنفر میره خواستگاری

میبینه دختره سیبیل داره میگه ببخشید شما چرا سیبیل دارید ؟؟؟

دختره گریه میکنه غضنفر میاد دل داریش بده میگه

چرا گریه میکنی مرد که گریه نمیکنه ؟؟؟ ! ! !


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 08 بهمن 1390 | 13:06 | نویسنده : funnyjokes

محتویات یخچال ترکها

1=> یک سطل قرمز ماست ترش

2=> صد بسته قرص تاریخ گذشته

3=> آدامس جویده شده

4=> باقیمانده آبگوشت

5=> عکس بروسلی برروی درب یخچال


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 30 دی 1390 | 00:25 | نویسنده : funnyjokes

رفتار پسر ها در دانشگاه از اول تا آخر

 

•  ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!
• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…

• ترم سوم (ترم افسردگی):
الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام …
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا

• ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت ۱۱ پارک پشت دانشکده دارو…

• ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، ۲ نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …

• ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون ۵۰ تومنی که ۳ روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

• ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …

• ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …

 

منبع: www.iran0.com

 

برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 23 دی 1390 | 10:39 | نویسنده : funnyjokes

 

ادامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
صفحه قبل123456صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران